



به نام آن كه گل را رنگ و بو داد
به ژاله ،لاله ها را آبرو داد
يك سال تحصيلي به پايان رسيد،پاياني بس دل انگيزو شيرين. پاياني با دل تنگي هاي لطيف و كودكانه .هر چند كه اين دل تنگي را براي آنان پايداري نيست،زيرا پس از چندي،در لا به لاي بازي كودكانه ،به دست فراموشي سپرده مي شود.
مهر ماه رادر چهار ديواري به نام كلاس آ آغاز كردم . با آدم هايي با روح بزرگ و جثه اي نحيف ،ب را با بردباري هميشه ،پ را با پرواز به سوي روياها ، ت را با تك تك چهره هاي معصوم و نگاه هاي كنجكاو ، ث را با ثبات در هدف ،ج را با جديت ، چ را با چراها ،ح را با حمايت ،خ را با خداي خويش ، دال را با دل هاي كوچك و بي تاب آنان ،ذال را با ذكر خدا و رسول او،ر را با رافت و مهرباني ،ز را با صداي زنگ تفريح ،سين را با سلام ، شين را با شيريني گفتارشان، صاد را با صلاحيت ،ضاد را با ضمانت ،طا را با طهارت روح ، ظا را در روشني و گرمي ظهور ، عين را با عدل ، غين را در غريبي ،ف را با فرداي اميد و آرزو ، قاف را در قالب دل كوچكشان ،كاف را با كبوتر آزادي ، گاف را در گردباد زندگي ، لام را در لاله هاي سرخ و عطرآگين ، ميم را در مشق هاي شب ، نون را در نرگس شرمگين چشمانشان ،واو را در وارستگي ، ه را در همدمي و همدلي ، و ي را در ياري تجربه كردم و اينك زمان جدايي است . عزيزانم را به خدا مي سپارم و آرزوي موفقيت و سلامتي برايشان دارم.




















